درس 1 از 65
در حال تکمیل دوره

تنظیم اهداف کسب و کار با رویکرد سئو

درس
اطلاعات تکمیلی

هدف چیست؟

هدف یعنی یک نفر بخواهد اتفاقی رخ دهد. تمام چیزهایی که باعث شوند آن اتفاق رخ دهد، وسیله نامیده می شود و برآیند یا نتیجه آن اتفاق هم هدف است.

اگر به بازی فوتبال نگاه کنیم، میبینیم چیزی که تیم های برای آن بازی می کنند هدف (به انگلیسی: Goal) نامیده می شود که ما هم آن را “گل” میخوانیم.

مشکل بسیاری از کار آفرین ها و حتی مردم عادی همین است که نمیدانند چه میخواهند.

وقتی مردم ندانند خواسته هایشان چیست، در رابطه ها، کسب و کار، روال روزمره و حتی زندگی خود درمانده می شوند، به همین خاطر وارد چرخه ای می شوند که تکرار باعث می شود موفقیت ها روی نوک اورست دیده شود و آنها همچنان در کوه پایه چادر بزنند تا طوفان ها و آب و هوای سنگین بخوابد بلکه برای صعود قله حرکت کنند. اما این اتفاق هرگز رخ نمی دهد و آنها هرگز موفق نمی شوند چون نمی دانند چه میخواهند.

فرض کنید کسب و کارتان راه اندازی شده و میخواهید کارتان را شروع کنید. باید به این فکر کنید که چه چیزی میخواهید، باید بدانید چه کارهایی لازم است انجام دهید، باید بدانید استانداردهای شما برای راه اندازی کسب و کارتان چیست، باید بدانید چقدر مشتری میخواهید، چقدر سرمایه لازم دارید، چقدر روی بازگشت سرمایه میتوانید حساب کنید و ازین دست…

شاید کسب و کار شما در بازاری که تحت اختیار دارد تغییراتی بوجود آورده، شاید همین الان هم در حال رشد است، اما نیم نگاهی به تجربه کار آفرین ها نشان داده که هر گاه آنها خواسته های خود را نادیده گرفته یا گم کرده اند، کسب و کارشان رشد نداشته و وارد مراحل آخر سقوط خود شده است، بارزترین نمونه این مثال مقایسه شرکت گوگل و یاهو است. زمانی یاهو آنقدر بزرگ بود که پیشنهاد کردند گوگل را 2 میلیون دلار بخرد، اکنون جایگاهشان عوض شده و این گوگل است که میتواند یاهو را درسته قورت دهد. اما شاید برایتان سوال باشد چطور این جابجایی بین موقعیت شرکت ها صورت گرفت؟

خب خیلی واضح است که یاهو راهش را گم کرد. مدیر یاهو نمیدانست یاهو باید چه چیزی باشد! ولی مدیر گوگل این را میدانست. این دانستن باعث شد گوگل بهترین در زمینه خود باشد و ندانستن باعث شد یاهو به شکست خورده ای تمام عیار تبدیل شود.

پس مشکل گم کردن هدف و ندانستن خواسته ها، بلایی سر کسب و کار می آورد که اصلا نداند چه‌کار کند و چه چیزی را ادامه دهد. آگاه نبودن به خواسته های یک شرکت، باعث می شود آن شرکت یا آن کسب و کار، میزان رشد مورد انتظارش را از دست بدهد، باعث می شود میزان درآمدی که باید جمع کند را نتواند حساب بکند و …

پس کار اصلی شما اینست که کسب و کارتان را درک کنید و به این مسئله آگاه باشید که کسب و کار شما به چه چیزی میخواهد تبدیل بشود.

چطور بهترین اهداف را انتخاب کنیم؟

وقتی که سراغ سرنخ هایی بروید که به شما کمک کنند هدفی برای کسب و کار و بیزینس خود پیدا کنید، با استراتژی های مختلفی روبرو می شوید، اینجا میخواهیم در مورد یک استراتژی صحبت کنیم با کمک سه سوال اساسی از شما میخواهد راه را برای پیدا کردن هدفتان به شما نشان دهد.

زمانی که بتوانید به این پرسش ها پاسخ درستی بدهید میتوانید آنچه را که به عنوان ایده از آن نام می برید با نام هدف برای کسب و کارتان روی کاغذ بیاورید. اینبار شما میتوانید تمرکز بیشتری روی رشد کسب و کارتان، ماموریت، مشتری و همینطور چیزی که قرار است اعتبار کسب و کارتان باشد داشته باشید.

استفاده از استراتژی 3 پرسش

ما نمیخواهیم در مورد سه پرسش تولستوی صحبت کنیم، این سه پرسش قرار است به شما کمک کند شالوده هدف خود را طراحی کنید، در واقع اینطور بگوییم که به شما کمک می کند معنی هدف کسب و کارتان را بشناسید، سپس آن را برای کسب و کارتان برگزینید. مثلا خودتان را ببینید، شما میخواهید یک بکسور یا یک مدیر استارتاپ باشید (کسب و کار خودتان را اکنون دارید). حال پرسش اول اینست:

چرا میخواهید این کسب و کار را شروع کنید

اولین پرسش از شما میخواهد بدانید دلیل کارتان و دلیل شروع کردنتان چیست؟

  1. پرسش اول: چرا میخواهید این کار را شروع کنید؟

بیایید فرض کنیم شما یک مشکل را شناسایی کرده اید. مثلا مشکل فرضی ما اینست که سفارش غذا خیلی سخت است یا یک اداره برای 20 کارمندی که دارد، نمیتواند برود رستوران > سفارش بگیرد و  برگردد. باید این مشکل حل شود

  1. پرسش دوم: چرا میخواهید این مشکل را حل کنید؟

این مشکل را میخواهید حل کنید چون تابحال کسی چنین مشکلی را شناسایی نکرده و این یعنی شما میتواند کارتان را بدون رقیب شروع کنید.

  1. پرسش سوم: چرا این روش را برای حل مشکل انتخاب کرده اید؟

مزیت های “روشی که برای حل مشکل انتخاب کرده اید” چیست. در واقع شما باید بتوانید این مشکل را به شکلی حل کنید که هم برای کسب و کار شما سودآور باشد (درآمد داشته باشد) و هم برای کسب و کارهای دیگر (شرکت های همکار) یا مشتریان (استفاده کننده) مفید و بصرفه باشد.

یک شرکت فرضی که با این سه پرسش ساخته شده را مثال می زنیم:

شرکت ما در زمینه گردشگری به افراد سالمند کمک می کند در کمال آسایش و امنیت و دسترسی به پرستار های مختلف و علاقمند به گردشگری و تجربه زندگی شهری یا برون شهری بپردازند.

  1. مشکل شناسایی شده و راه حل چیست؟

سالمندان توانایی گردش گری و دوست یابی ندارند و نمیتوانند تنهایی جایی بروند. سرویس من کمک می کند سالمندان سرویس گردشگری ایمن داشته باشند

  1. چرا این مشکل را انتخاب کرده ایم؟

تقریبا تعداد سالمندان زیادی در کشور وجود دارند که نمیتوانند جایی بروند یا هم صحبتی داشته باشند. پس مشتریان زیادی خواهم داشت.

  1. دلیل انتخاب این روش برای حل مشکل چیست؟

مسافرت با تاکسی توسط فردی که متعهد است تمام نکات ایمنی را برای نگه داری از سالمند رعایت کند، توسط افراد زیادی (کسانی که خود زمان کافی برای هم صحبتی یا گردشگری با سالمند خود ندارند) مورد استقبال قرار میگیرد.

برای رسیدن به اهداف خود استراتژی تعریف کنید

استراتژی SMART توسط آقای George T. Doran در واشنگتن آمریکا زمانی که سرپرست اداره تامین آب آمریکا بود مطرح شد. وی ادعا و اثبات کرد که با استراتژی ابداعی خودش میتوان یک استراتژی مختوم به هدف (چیزی که شما را به هدف می رساند) ساخت.

این استراتژی می گوید “یک راه هوشمندانه S.M.A.R.T برای مدیریت و رسیدن به هدف” وجود دارد. وی میخواست این استراتژی برای همگان قابل استفاده باشد تا به آنها کمک کند به اهدافشان برسند. پس آن را بیشتر کاربردی کرد.

حرف S  ویژگی خاص Specific

وقتی هدفی را میخواهد کسب کنید، ویژگی بخصوص آن را هم شناسایی کنید. این همان ماموریت شماست (در مورد ماموریت در بخش بعدی یاد خواهیم گرفت.) در واقع نیازی نیست یک لیست بلند تهیه کنید، اما باید به پرسش های “چ” توضیح قانع کننده ای بدهید. پرسش های “چ” یا “W” که ما به آنها شیشچه (6 چ ) می گوییم به شکل زیر هستند:

چه کسی: چه کسی نیاز است در رسیدن به هدف شما، درگیر پروژه شود؟

چه چیزی: میخواهید چه چیزی را بدست بیاورید؟

چه زمانی: در چه بازه زمانی میتوانید به هدف برسید؟

چه جایی: میخواهید در چه جایی فعالیت کنید، به هدف برسید یا به چه جایی میخواهید سرویس بدهید (این گزینه شاید همیشه پاسخ داده نشود ولی خب بسته به هدف تعیین یا تغییر می کند.)

چه موردی: چه مواردی با هدف اصلی شما مرتبط هستند. آنها را تعیین کنید. مثلا میخواهید یک کسب و کار راه اندازی کنید (اما مدیر نیستید) پس هدف مرتبط اینست که نحوه مدیریت را هم یاد بگیرید.

چرا: دلیل انتخاب این هدف چیست؟ پرسش چرا همچنین در مورد کارمندان هم وارد ماجرا می شود و باید به آن پاسخ دهید. مثلا چرا هدف شما نمیتواند راه اندازی گوگل کروم جدید باشد! چرا؟ چون تکنولوژی آن را در اختیار ندارید. چرا هدف شما طراحی یک دیجی کالا نیست؟ چون توان راه اندازی آن (به خاطر سرمایه و نیرو) را ندارید.

حرف M  قابل سنجش Measurable

شما برای دستیابی به هدفتان باید کارهای زیادی انجام دهید، برای ارزیابی و سنجش این کارها چه معیاری دارید؟ مثلا هدف شما 6 ماهه کسب می شود. خب شما معمولا باید سر ماه معیاری برای سنجش میزان پیشرفت کارها داشته باشید تا بدانید چقدر به هدف نزدیک شده اید.

حرف A  دست یافتنی Achievable

هدف شما چقدر برایتان ارزشمند است؟ آیا هدف شما بر اساس مهارت هایی که دارید دست یافتنی است؟ یا نه نیازمند توسعه مهارت شخصی هستید. مثلا میخواهید یک پروژه تدریس زبان را قبول کنید. اگر هدف شما قبول این کلاس باشد، آیا مهارت های تدریس را هم دارید؟ خب اگر ندارید باید این مهارت های لازم را کسب کنید تا بتوانید برای رسیدن به هدف اصلی گام بردارید.

حرف R  ارتباط Relevant

این مورد تقریبا مثل پارت قبلی است با کمی تفاوت. شما میخواهید برای تدریس زبان انگلیسی گام بردارید (هدفتان تدریس زبان است) بنابراین برای پیدا کردن این شغل کارهایی انجام میدهید که با آن مرتبط است. مثلا یک دوره آموزشی یا مشاوره ای ارائه می کنید. سپس برای تدریس محصول اصلی یا دوره آموزشی اصلی برنامه ریزی میکنید.

حرف T  بازه زمانی Time-Bound

هر کسی میتواند هدف تعیین کند ولی بدون زمان بندی عملا رسیدن به یک هدف ارزش ندارد. مثلا گل زدن به یک تیم فوتبال برای یک تیم اگر در ابتدای بازی در دستور کار نباشد، خب بعد از بازی ارزشی ندارد. پس زمان تعیین می کند که رسیدن به هدف ارزشمند است یا نه. البته زمان بندی یک کار دیگر هم برای شما انجام میدهد. مثلا شما برای رسیدن به هدف خود 6 ماه زمان دارید، آیا نمی خواهید دستاورد های لازم در ماه سوم را تعیین کنید تا بتوانید به فکر سه ماه دوم باشید. شما برای ادامه سه ماه دوم، باید دستاوردهایی داشته باشید که در پایان ماه سوم به آنها رسیده اید. بنابراین زمان بندی کمک می کند در مسیر رسیدن به هدف، چیزهایی به عنوان هدف کوچکتر سر راه شما باشند که برای رسیدن به آنها و سنجش دوباره میزان فعالیت خود زمان بندی کنید.

محتوای درس
0% تکمیل شده 0/1 مراحل

پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *